
قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
انظرونا انظرونا نقتبس من نورکم
قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
انظرونا انظرونا نقتبس من نورکم
کل من یرجو وجودا یغتنم من جودکم
کل من ارداه عسر نال من میسورکم
لیس یشقی بالرزایا من یکن محفوظکم
لا یبالی بالبرایا خاضعی منصورکم
حارت ابصار البرایا فی بدیهیاتکم
من یلاقی من یسوق الخیل فی مستورکم
لیس یهدی قلبنا الا نسیم منکم
لیس یجلی طرفنا الا بقربی دورکم
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود وارهد از حد جهان بیحد و اندازه شود خاک سیه بر سر او…
دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم یا رب این بوی…
طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را لابهگری میکنمت راه تو زن قافله را مست و خوش و شاد توام حاملهٔ…
رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب که ابر را عربان نام کردهاند رباب چنانک ابر سقای گل و گلستانست رباب قوت ضمیرست…
عمر بر اومید فردا میرود غافلانه سوی غوغا میرود روزگار خویش را امروز دان بنگرش تا در چه سودا میرود گه به…
بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم ز من ای ساقی…
سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو دوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان تو فتنه گر است…
زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم وگر در…