شعر من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم 🔴 با معنی

مولانا. دیوان شمس. غزلیات
غزل_ شمارهٔ ۱۳۹۰
باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم
در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم
شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا روم
بازم رهان بازم رهان کاینجا به زنهار آمدم
من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر
آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم
ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین
آنجا بیا ما را ببین کآنجا سبکبار آمدم
از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم
من گوهر کانی بدم کاینجا به دیدار آمدم
یارم به بازار آمدهست چالاک و هشیار آمدهست
ور نه به بازارم چه کار وی را طلبکار آمدم
ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی
کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم
معنی شعر
در بیت اول: وصفِ وصل خود را بیان میدارد.
در بیت بعد: نظر بر این اساس که زبان انسان قاصر به توصیف جهان الهی و وصل یار است. که ایشان پس از مدتها سلوک توانسته بود با زبان غزلیاتِ خود که الهام گرفته از معرفت الهی است بیان کند. م نظور حضرت شمس که به مولانا گفتند، زمانی میرسد که تو شاعر خواهی شد ،این بود.
بیت بعدی:منظور از چشم سَر و چشم سِر،
شناخت و درک و معرفت(آگاهی)از خویشتنِ خود است؛ تغییر دیدگاه خود از
بُعد مادی به بعد معنوی است تا در جهت رشد و تکامل در دنیای الاهی آگاهی بیشتری کسب کند.
بیت بعدی: انسان فقط زندگی مادی ندارد،و جوهره وجود انسان روح الهی است و بالاتر از هر چیز مادی، متعلق به جهان الاهی است.
بیت بعدی:منظور عظمت روح انسان است و چهار عنصر را به متعلقات زمین و هفت آسمان هم منظور عظمت دنیای الاهی است.
بیت بعدی : مرغ لاهوتی منظور بعد معنوی و روحانی است، و ناسوت را زمین و ناسوتی را به زندگی مادی و بازار مکاره تشبیه کرده؛ گرفتار شدن در آن را ،اسیر شدن به وابستگی و دلبستگی های انسان در زمین تشبیه کرده؛
ذکر کرده اند: طلبکار بودن از بازار :جسمم در این دنیا است ولی وابستگی به این دنیا ندارم و روحم به امانت متعلق به دنیای الاهی است. و منظور از طلبکار بودن از بازار را زندگی مقطعی در این دنیا تشبیه کرده اند.
بیت بعدی و بیت آخر :منظور از شمس را جسم خود است که در آخر میفرماید :نظر در کل عالم کی کنی،:کی از این دنیا فارغ میشوم . در این غزل ابتدا با قوص نزولی شروع شده و در انتها با قوص صعودی خاتمه یافته. که هر دو متصل به دیار یار است