غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ – خلاصه دو جهان است آن پری چهره

مولانا molana

خلاصه دو جهان است آن پری چهره

چو او نقاب گشاید فنا شود زهره

چو بر براق معانی کنون سوار شود

به پیش سلطنت او که را بود زهره

ستارگان سماوات جمله مات شوند

به طاس چرخ چو آن شه درافکند مهره

چو روح قدس ببیند ورا سجود کند

فرشتگان مقرب برند از او بهره

همای عرش خداوند شمس تبریزی

که هفت بحر بود پیش او یکی قطره