تخلص در شعر چیست؟ اهمیت و تاثیر آن و نمونه های شعر

شعر فارسی به قدری عظیم و بزرگ است که از هر گوشه آن میشود نوشت و خواند. امروز در این بخش از سایت ادبی و هنری نتیش قصد داریم به سراغ تخلص در شعر فارسی برویم. کلمهای که احتمالا آن را شنیدهاید و برایتان سوال است که تلخص یعنی چه؟! اگر شما نیز جزو همین دسته هستید، در ادامه با نتیش همراه باشید.
تخلص به زبان ساده
تَخَلُّص در ادبیات به دو معنا رایج است. نخست، این واژه به نام یا کنیهای هنری اشاره دارد که شاعران برای خود برمیگزینند. بسیاری از شاعران بزرگ زبان فارسی با تخلص خود شناخته میشوند. به عنوان مثال، نظامی که نام واقعیاش الیاس بن یوسف بود، سعدی که احتمالاً مشرفالدین نام داشت و حافظ که نامش شمس الدین محمد بود.
از سوی دیگر، مولوی تخلص شخصیاش را «خمش» یا «خاموش» انتخاب کرده بود و در بسیاری از موارد به دلیل ارادتش به شمس تبریزی، از تخلص «شمس» استفاده میکرد؛ اما او به این تخلص چندان شناخته نشده است.
در طول تاریخ، بارها پیش آمده که چندین شاعر با یک تخلص مشترک وجود داشتهاند. برای مثال، ممکن است چندین شاعر با نام عطار یا حافظ وجود داشته باشند. همچنین، برخی شاعران دارای دو یا سه تخلص متفاوت هستند.
تخلص بیشتر در غزل کاربرد دارد و معمولاً شاعران ملزم هستند که تخلص خود را در پایان غزل به گونهای بیاورند. به نظر میرسد سنایی نخستین شاعری باشد که خود را موظف به ذکر تخلص در غزل کرده است؛ این موضوع در سی و پنج درصد از غزلهای او مشاهده میشود.
گاهی اوقات، واژه «تخلص» به معنای اصلی خود و نه به عنوان اشاره مستقیم به شخص شاعر به کار میرود. به عنوان مثال، هوشنگ ابتهاج، شاعر معاصر، با تخلص «سایه» در بیت پایانی یکی از غزلهایش به نام «کهربا» (سال ۱۳۶۲) میگوید:
«سایهٔ او شدم، چون گریزم از او
در پیاش میروم تا کجا میکشد»
تخلص در قالب قصیده
این تخلص به معنی گریز زدن و منتقل شدن از تشبیب و پیشدرآمد به اصل مقصود قصیده است. این گریز زدن به وسیلهٔ بیتی که آن را «بیت تخلص» مینامند، صورت میگیرد؛ حال اگر شاعر، این بیت را به زیبایی و گیرایی و مناسبت لطیف سروده و با مهارت و استادی از تشبیب به اصل موضوع قصیده انتقال یافته باشد، به کار او «حسن تخلص» میگویند.
نمونه تخلص در شعر فارسی
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
همه گویند طاهر کس نداره خدا یار منه چه حاجت کس
ای سنائی! خواجه جانی غلام تن مباش!
ای سنائی! عاشقی را درد باید درد كو؟
ای سنائی! دم درین منزل قلندروار زن!
رحل بگذار ای سنائی! رطل مالامال كُن!
جام را نام ای سنائی! گنج كُن!
شهریارا، بیجیب خود نمیکردی سفر
این سفر، راه قیامت میروی، تنها چرا؟
حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود
ای شیخ پاک دامن معذور دار مارا
سلمان هراتی
ای چین سر زلفا مأوای خویش دلِ سلمان
مأوای همه دلهای، چه جای دل سلمان
دوشِ آن ترک سپاهی فروغی می گفت
که مسخر نتوان ساخت دل سلطان را
فریدون مشیری
مرا که تکیه بر ایام قاآنی
ولای خواجه ی ایام تکیه گاه من است
قاآنی شیرازی
همه گویند که طاهر کس ندارد
خدا یار منه چه حاجت کس
بابا طاهر
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
گفتم ز فیض بپذیر ای نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غم خانه ی تو جان است
همه گویند طاهر کس ندارد
خدا یار کنه چه حاجت کس
حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
سعدیا راست روان گوی سعادت بردند
راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
محال است سعدی که راه صفا
توان رفت جز بر پی مصطفی
تخلص معروف شاعران ایرانی
- خواجه شمسُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ : حافظ
- ابومحمّد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف : سعدی
- جلال الدین الدین محمد بلخی مولوی : خاموش
- محمد بن علی بن ملکداد تبریزی : شمس
- جمالالدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد : نظامی
- کمالالدین علی محتشم کاشانی : محتشم
- فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری : عطار
- ناصر خسرو : حجت
- مجدود بن آدم : سنایی
- محمدشفیع شیرازی : وصال شیرازی
- ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بن عبدالخالق ارلاس : بیدل دهلوی
- محمد حسین بهجت تبریزی : شهریار
- محمدحسن «بیوک» معیری : رهی
- رخشنده اعتصامی : پروین
- میرزا محمدتقی بهار : بهار
- علی اسفندیاری : نیما
- مهدی اخوان ثالث : م. امید
- هوشنگ ابتهاج : ه .ا . سایه
- احمد شاملو : ا . بامداد
- فریدون مشیری : نجم
اهمیت و تاثیر تخلص در شعر فارسی
تخلص در شعر فارسی اهمیت و تأثیر زیادی دارد:
اهمیت:
هویت شاعر: تخلص به عنوان نام مستعار شاعر عمل میکند و به شاعران اجازه میدهد که با نامی خاص شناخته شوند. به عنوان مثال، “سعدی” یا “حافظ” نامهایی هستند که با شعرهایشان شناخته میشوند.
سبک شناسی: تخلص میتواند به شناسایی سبک و مکتب شاعر کمک کند. شاعران هر دوره یا مکتب خاصی ممکن است تخلصهای مشابه یا متمایز داشته باشند.
انتقال مفاهیم: گاهی تخلصها به گونهای انتخاب میشوند که معانی خاصی داشته باشند یا با موضوع اصلی شعر ارتباط برقرار کنند.
تأثیر:
جاودانگی شعر: تخلصها به جاودانه شدن شعر شاعران کمک میکند. در بسیاری از موارد، نام شاعر با تخلص او به یاد مانده است.
تفکیک آثار: در مواردی که چند شاعر با یک نام واقعی وجود دارند، تخلص به تفکیک آثار آنها کمک میکند.
تعامل با مخاطب: شاعران اغلب از تخلص خود در غزلها یا قصیدهها برای خطاب به خود یا برای ایجاد یک ارتباط شخصی با مخاطب استفاده میکنند.
فرهنگ و تاریخ: تخلصها میتوانند بازتابی از فرهنگ، تاریخ یا حتی وقایع سیاسی و اجتماعی زمانه شاعر باشند. این نامها به مطالعه و درک بهتر دورههای تاریخی کمک میکنند.
در نهایت، تخلصها در ادبیات فارسی نه تنها به عنوان یک عنصر تزئینی، بلکه به عنوان یک بخش اساسی از هویت و شناسنامه شعری شاعران در نظر گرفته میشوند.