
بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
که تو رو تازه از اصل اصولی
بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
که تو رو تازه از اصل اصولی
خیالی گول گیری گر بیاید
چنین داند که تو مغرور و گولی
به زخم سیلیش از دل برون کن
که تا عبرت بگیرد هر فضولی
خیال بد رسول دیو باشد
تو او را توبهای ده از رسولی
خیالی در تو آویزد، بیفتی
ترا وهمی پژولاند، پژولی
خیالی هست چون خورشید روشن
خیالی چون شب تاریک لولی
اگر مردانه گوش او بمالی
ترا کافر کند وهم حلولی
برای تو مهان در انتظارند
سبکتر رو، چرا در مول مولی؟
خیالات اتتکم کالخیول
فدسوها ثقاتی! فیالسقول
خیالات مضلات کذاب
لحاها الله ربی بالافول
فطوبی للذی یعلو علاه
و یقطع عرقها قبلالحصول
الهی قدیمی علی
صفیالقلب من غشالغلول
علیالله بیان ما نظمنا
مفاعیلن مفاعیلن فعولی
لا قیالفراش نارا کن هکذا حبیبی فی النار قد تواری کن هکذا حبیبی ذاق القراش ذوقا والشمع ذاب شوقا والدمع منه سارا…
المنه لله که ز پیکار رهیدیم زین وادی خم در خم پرخار رهیدیم زین جان پر از وهم کژاندیشه گذشتیم زین چرخ…
ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را داد گلزار جمالت جان شیرین خار را ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو در…
خداوندا زکات شهریاری ز من مگذر شتاب ار مهر داری هلا آهستهتر ای برق سوزان که شد چشمم ز تو ابر بهاری…
ورد البشیر مبشرا ببشاره احیی الفؤاد عشیه بورودها فکان ارضا نورت بربیعها فکان شمسا اشرقت بخدودها یا طاعنی فی صبوتی و تهتکی…
خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم شب و روز میبکوشم که…
کون خر را نظام دین گفتم پِشک را عنبر ثمین گفتم اندر این آخُر جهان ز گزاف بس چمن نام هر چمین…
طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری از شکرستان ازل آمدهای بازپری قند تو فرخنده بود خاصه که در خنده…