غزل شماره ۹ از غزلیات سعدی (گر ماه من برافکند از رخ نقاب را)

غزل شماره ۹ از غزلیات سعدی را برای شما دوستان قرار دادهایم. غزلیات سعدی به خاطر زبان ساده و در عین حال زیبا و روانش، همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است. او با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، احساسات انسانی را به شکلی دلنشین و عمیق بیان کرده است.
غزل شماره ۹
گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
برقع فروهلد به جمال آفتاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
بیحاصل است خوردن مستسقی آب را
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
تا پادشه خراج نخواهد خراب را
قوم از شراب مست و ز منظور بینصیب
من مست از او چنان که نخواهم شراب را
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق
تیر نظر بیفکند افراسیاب را
تفسیر این شعر
این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی و عمق احساسات انسانی پرداخته است. بیایید آن را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. بخش اول: شاعر میگوید اگر ماه (معشوق) نقابش را از چهرهاش بردارد، زیباییاش مانند آفتاب خواهد درخشید. این نشاندهندهی زیبایی و جذابیت معشوق است.
2. بخش دوم: شاعر به چشمان جادویی معشوق اشاره میکند که او را به خواب میبرد. این خواب، نمادی از عشق و شیفتگی است که باعث میشود عقل انسان در برابر زیبایی معشوق تسلیم شود.
3. بخش سوم: شاعر میگوید وقتی برای اولین بار به معشوق نگاه کرد، عقلش را از دست داد و نمیداند که چه درست و چه نادرست است. این نشاندهندهی قدرت عشق و تأثیر آن بر عقل و تفکر است.
4. بخش چهارم: شاعر به این فکر میکند که آیا با وصال (وصل) معشوق میتوان از عشق رهایی یافت؟ او نتیجه میگیرد که عشق بدون وصال بیفایده است.
5. بخش پنجم: شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر از دست معشوق چیزی نگیری، مانند نوشیدن زهر است. یعنی اگر عشق واقعی نباشد، زندگی بیارزش خواهد بود.
6. بخش ششم: شاعر بیان میکند که عشق انسانیت است و اگر کسی این احساس را نداشته باشد، مانند حیوانات فقط به خوردن و خوابیدن مشغول است.
7. بخش هفتم: شاعر از کسانی میخواهد که آتش عشق را روشن کنند و آزادیخواهان را یاری دهند تا دیگران نتوانند آنها را سرکوب کنند.
8. بخش هشتم: او توضیح میدهد که برخی از مردم مست شراب هستند اما او از عشق مست شده و نیازی به شراب ندارد.
9. بخش نهم: در انتها، شاعر به خود هشدار میدهد که در دام عشق نیفتد زیرا تیر نگاه معشوق میتواند خطرناک باشد.
در کل، این شعر به قدرت عشق، تأثیر آن بر عقل و زندگی انسان، و همچنین اهمیت وصال و احساسات انسانی میپردازد.