غزل شماره ۱۲ از غزلیات حافظ / ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما

غزل شماره ۱۲ از غزلیات حافظ را به همراه تفسیر قرار داده‌ایم. حافظ تأثیر عمیقی بر فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی گذاشته‌اند. اشعار او در شعر فارسی بعد از خود نیز تأثیرگذار بوده و بسیاری از شاعران بعدی از او الهام گرفته‌اند. به طور کلی، غزلیات حافظ نه تنها از نظر ادبی و هنری دارای اهمیت هستند، بلکه به عنوان نماینده‌ای از فرهنگ، تاریخ و فلسفه ایرانی نیز شناخته می‌شوند.

غزل شماره ۱۲

ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما

آبِ‌روی خوبی از چاه زَنَخدان شما

عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده

باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟

کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت

بِه که نفروشند مستوری به مستان شما

بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر

زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما

با صبا همراه بفرست از رخت گل دسته‌ای

بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم

گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما

دل خرابی می‌کند، دلدار را آگه کنید

زینهار ای دوستان‌، جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند‌؟

خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما

دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری

کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما

می‌کند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو

روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما

ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو

کِای سر حق‌ناشناسان گوی چوگان شما

گرچه دوریم از بساط قُرب‌، همّت دور نیست

بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما

ای شَهنشاه بلند اختر‌، خدا را همّتی

تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی یکی از شاعران بزرگ فارسی است و به زیبایی عشق، زیبایی و آرزوهای انسانی را بیان می‌کند. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

بیت اول: شاعر به محبوبش (که به او “فروغ ماه حسن” می‌گوید) اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی او مانند نور ماه است. او از چهره‌ی زیبا و دلربای او به عنوان منبع خوبی یاد می‌کند.

بیت دوم: شاعر بیان می‌کند که جانش در آرزوی دیدن محبوب است و از او می‌پرسد که آیا دوباره به دیدار او برمی‌گردد یا نه.

بیت سوم: شاعر می‌گوید هیچ‌کس نمی‌تواند به زیبایی محبوب نگاه کند و از او می‌خواهد که این زیبایی را به کسی نفروشد.

بیت چهارم: بخت و اقبال شاعر خواب‌آلود است و تنها با دیدن چهره‌ی محبوب بیدار خواهد شد.

بیت پنجم: شاعر از نسیم صبح (صبا) می‌خواهد که گلی از باغ محبوب برای او بیاورد تا بوی خوش آن را استشمام کند.

بیت ششم: شاعر برای ساقیان (مردان خوش‌گذران) آرزوی طول عمر و خوشبختی می‌کند، حتی اگر خودش نتواند از شراب در محفل آنها بنوشد.

بیت هفتم: شاعر به دوستانش می‌گوید که دلش خراب است و از آنها می‌خواهد که محبوب را آگاه کنند.

بیت هشتم: شاعر از دوستانش می‌پرسد که آیا این آرزوها به حقیقت خواهند پیوست یا نه، و خاطر جمعی خود را به زلف پریشان محبوب نسبت می‌دهد.

بیت نهم: شاعر از محبوب می‌خواهد که از خون و خاک دوری کند، زیرا در این راه کسانی کشته شده‌اند.

بیت دهم: حافظ دعا می‌کند و از خداوند می‌خواهد که روزی خوب برای او فراهم کند.

بیت یازدهم: شاعر به صبا (نسیم صبح) می‌گوید که به ساکنان یزد (شهر معروف) از او بگوید که او نیز در عشق غافل نیست.

بیت دوازدهم: شاعر بیان می‌کند که اگرچه دور از محبوب است، اما اراده‌اش قوی است و خود را بنده‌ی او می‌داند.

بیت سیزدهم: در پایان، شاعر به محبوبش (شاه بلند اختر) دعا می‌کند و آرزو دارد که بتواند خاک ایوان او را ببوسد.

در کل، این شعر نمایانگر عشق عمیق، آرزوها و تقدس زیبایی است. حافظ با زبانی زیبا و هنرمندانه احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا