غزل شماره ۱۱ از غزلیات شهریار (طبعم از لعل تو آموخت درافشانی‌ها)

غزل شماره ۱۱ از غزلیات شهریار را به همراه تفسیر برای شما دوستان قرار داده‌ایم. این غزل از استاد شهریار بزرگ، بسیار زیبا و احساسی است که قطعا خوانش آن برای شا لذت بخش خواهد بود.

غزل شماره ۱۱

طبعم از لعل تو آموخت درافشانی‌ها

ای رخت چشمه خورشید درخشانی‌ها

سرو من صبح بهار است به طرف چمن آی

تا نسیمت بنوازد به گل‌افشانی‌ها

گر بدین جلوه به دریاچه اشکم تابی

چشم خورشید شود خیره ز رخشانی‌ها

دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید

مخمل اینگونه به کاشانه کاشانی‌ها

دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع

ای سر زلف تو مجموع پریشانی‌ها

تو بدین لعل لب ار بر سر بازار آیی

لعل، بازار نیارند بدخشانی‌ها

رام دیوانه شدن آمده در شان پری

تو به جز رم نشناسی ز پریشانی‌ها

شهریارا به درش خاک نشین افلاکند

وین کواکب همه داغند به پیشانی‌ها

تفسیر این شعر

این شعر از شاعری بزرگ به نام “شهریار” است و در آن احساسات عمیق و زیبایی توصیف می‌شود. حالا بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. بیت اول: شاعر می‌گوید که طبیعت و زیبایی معشوقش (که به لعل تشبیه شده) به او آموخته است چگونه زیبایی‌ها را به نمایش بگذارد. او معشوقش را به خورشید تشبیه کرده که نور و درخشانی خاصی دارد.

2. بیت دوم: شاعر از معشوقش می‌خواهد که مانند سرو (درختی زیبا) در صبح بهار به چمن بیاید تا نسیمی که به گل‌ها می‌وزد، او را نوازش کند و زیبایی‌اش را بیشتر نمایان کند.

3. بیت سوم: شاعر می‌گوید اگر معشوق با این زیبایی به اشک‌های او نگاه کند، حتی خورشید هم از درخشانی چهره‌اش خیره خواهد شد.

4. بیت چهارم: او ادامه می‌دهد که اگر چشمانش مانند گلبرگ‌های معشوق بر روی زمین بیفتد، همه زیبایی‌ها را نادیده می‌گیرد و فقط به زیبایی او توجه می‌کند.

5. بیت پنجم: شاعر می‌گوید که زلف‌های معشوقش باعث پریشانی او شده‌اند و این پریشانی به نوعی جذابیت و زیبایی خاصی دارد.

6. بیت ششم: اگر معشوق با لب‌های لعلینش (زیبا) به بازار بیاید، هیچ چیز دیگری نمی‌تواند زیبایی او را توصیف کند.

7. بیت هفتم: شاعر اشاره می‌کند که دیوانگان نیز به عشق معشوق آمده‌اند و او هیچ چیزی جز زیبایی و جذابیت را نمی‌شناسد.

8. بیت هشتم: در آخر، شاعر می‌گوید که او (شهریار) در برابر در معشوق خاکساری می‌کند و ستاره‌ها نیز به خاطر زیبایی او داغ و شگفت‌زده هستند. به طور کلی، این شعر درباره عشق، زیبایی و احساساتی است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا