
غزل شماره ۱۰ از غزلیات صائب تبریزی را برای شما آماده کردهایم. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوهای نوین بیان کند. او در ساختار غزلها از قافیهها و وزنهای مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است.
غزل شماره ۱۰
گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
موج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدا
از جدایی قطع پیوند خدایی مشکل است
گر شود سی پاره، از هم کی شود قرآن جدا؟
میشود بیگانگان را دوری ظاهر حجاب
آشنایان را نمیسازد ز هم هجران جدا
زود میپاشد ز هم جمعیت بی نسبتان
دانه را از کاه در خرمن کند دهقان جدا
دل به دشواری توان برداشت از جان عزیز
میشود یا رب سخن چون از لب جانان جدا
تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفتهای
دست افسوسیست هر برگی در این بستان جدا
هست با هر ذره خاک من جنون کاملی
میکند هر قطره از دریای من طوفان جدا
عشق هیهات است در خلوت شود غافل ز حسن
نیست در زندان زلیخا از مه کنعان جدا
میتوان از عالم افسرده دل برداشت زود
از تنور سرد میگردد به گرمی نان جدا
کم نگردد آنچه میآید به خون دل به دست
نیست از دامان دریا پنجهٔ مرجان جدا
قانع از روزی به تلخ و شور شو صائب که ساخت
پسته را آمیزش قند از لب خندان جدا
تفسیر این شعر
این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، در مورد جدایی و پیوندهای عمیق انسانی و روحانی نوشته شده است. در اینجا به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب به تحلیل هر بیت پرداخته میشود:
1. گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
(هرچند که ما به نظر میرسد از معشوق خود جدا هستیم)
توضیح: شاعر میگوید که حتی اگر ما در ظاهر از محبوب خود دور هستیم، این جدایی واقعی نیست.
2. موج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدا
(موج نمیتواند از دریا جدا باشد)
توضیح: موجها جزئی از دریا هستند و نمیتوان آنها را بهطور کامل از دریا جدا کرد. این به جدایی انسانها و خدا اشاره دارد.
3. از جدایی قطع پیوند خدایی مشکل است
(قطع پیوند با خدا بسیار دشوار است)
توضیح: جدایی از خداوند یا حقیقت الهی کار سختی است و پیوند با او همیشه باقی میماند.
4. گر شود سی پاره، از هم کی شود قرآن جدا؟
(حتی اگر قرآن را به چندین پاره تقسیم کنیم، باز هم قرآن خواهد بود)
توضیح: این بیت نشان میدهد که حقیقت الهی هرگز آسیب نمیبیند، حتی اگر ظاهر آن تغییر کند.
5. میشود بیگانگان را دوری ظاهر حجاب
(دوری برای بیگانگان فقط یک حجاب است)
توضیح: جدایی برای کسانی که بیگانهاند، تنها یک مانع ظاهری است.
6. آشنایان را نمیسازد ز هم هجران جدا
(جدایی نمیتواند آشنایان را از یکدیگر جدا کند)
توضیح: افرادی که به هم نزدیک هستند، حتی در صورت جدایی ظاهری، پیوندشان حفظ میشود.
7. زود میپاشد ز هم جمعیت بی نسبتان
(جمعیت بینسبها زود از هم جدا میشوند)
توضیح: افرادی که رابطه عمیق و واقعی ندارند، به سرعت از هم دور میشوند.
8. دانه را از کاه در خرمن کند دهقان جدا
(کشاورز دانه را از کاه جدا میکند)
توضیح: این تصویر نشاندهندهی تلاش برای جدا کردن چیزهای ارزشمند از چیزهای بیارزش است.
9. دل به دشواری توان برداشت از جان عزیز
(دل سخت است که از جان عزیز خود دور شود)
توضیح: دل انسان نمیتواند به راحتی از کسی که دوستش دارد فاصله بگیرد.
10. میشود یا رب سخن چون از لب جانان جدا
(سخن وقتی از لب محبوب دور میشود، تلخ میشود)
توضیح: وقتی که عشق و محبت دور میشود، کلمات و احساسات نیز تلخ و دردناک خواهند شد.
11. تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفتهای
(ای محبوب، تو که از باغ رفتهای)
توضیح: شاعر به محبوب خود اشاره میکند که از جایی که باید باشد، دور شده است.
12. دست افسوسیست هر برگی در این بستان جدا
(هر برگ در این باغ افسوس میخورد که تو نیستی)
توضیح: نبود محبوب باعث حسرت و افسوس در دل همه موجودات میشود.
13. هست با هر ذره خاک من جنون کاملی
(در هر ذره خاک من جنون وجود دارد)
توضیح: عشق و جنون در وجود شاعر وجود دارد و او نمیتواند آن را پنهان کند.
14. میکند هر قطره از دریای من طوفان جدا
(هر قطرهای از دریا طوفانی ایجاد میکند)
توضیح: عشق و احساسات عمیق شاعر به قدری قوی است که حتی یک قطره هم میتواند طوفانی به پا کند.
15. عشق هیهات است در خلوت شود غافل ز حسن
(عشق نمیتواند در تنهایی فراموش شود)
توضیح: عشق واقعی هرگز فراموش نمیشود، حتی در تنهایی.
16. نیست در زندان زلیخا از مه کنعان جدا
(زلیخا هرگز نمیتواند از یوسف خود دور باشد)
توضیح: این بیت به عشق زلیخا به یوسف اشاره دارد و نشان میدهد که عشق واقعی هرگز نمیتواند از معشوق خود دور شود.
17. میتوان از عالم افسرده دل برداشت زود
(میتوان به سرعت از عالم ناامیدی رها شد)
توضیح: انسان میتواند خود را از دنیای ناامیدی نجات دهد.
18. از تنور سرد میگردد به گرمی نان جدا
(نان گرم از تنور سرد بیرون میآید)
توضیح: این تصویر نشاندهندهی تلاش برای به دست آوردن چیزهای خوب و ارزشمند است.
19. کم نگردد آنچه میآید به خون دل به دست
(چیزهایی که با سختی به دست آمدهاند کم نمیشوند)
توضیح: آنچه با زحمت و تلاش به دست آمده، ارزش بیشتری دارد.
20. نیست از دامان دریا پنجهٔ مرجان جدا
(مرجانها هرگز از دریا جدا نیستند)
توضیح: این نشاندهندهی پیوند عمیق بین موجودات و محیطشان است.
21. قانع از روزی به تلخ و شور شو صائب که ساخت
(صائب، قانع باش به روزی تلخ و شور)
توضیح: شاعر به خود یادآوری میکند که باید قانع باشد حتی اگر روزی تلخ داشته باشد.
22. پسته را آمیزش قند از لب خندان جدا
(پسته باید با قند شیرین شود تا خوشمزه باشد)
توضیح: این تصویر نشاندهندهی اهمیت ترکیبهای خوب برای ایجاد طعمهای خوشمزه است.
به طور کلی، شعر دربارهی جدایی، عشق و پیوندهای عمیق انسانی و الهی صحبت میکند و نشان میدهد که عشق واقعی هیچگاه نمیتواند کاملاً قطع شود.