سبک عراقی در شعر چیست؟ تاریخچه و پیداش این سبک و نمونه اشعار

یکی از مهم‌ترین سبک‌های شعر در زبان فارسی که شاعرانی همچون سعدی و حافظ در این قالب سروده‌اند. در این بخش از سایت ادبی و هنری نتیش قصد داریم نگاهی کامل و دقیق بر این قالب شعر فارسی داشته باشیم. پس اگر شما نیز به سبک عراقی علاقه دارید، در ادامه همراه ما باشید.

سبک عراقی به زبان ساده

سَبکِ عراقی به سَبکی از شعر پارسی گفته می‌شود که از اواخر قرن ششم تا قرن نهم هجری رواج و ادامه داشته‌است. نام این سبک از عراق عجم گرفته شده‌است، اما رواج این سبک محدود به سرزمین عراق عجم نبود و در نواحی دیگر نیز رواج داشت.

مولفه‌های شعر سبک عراقی

سبک عراقی در شعر فارسی، ادامه‌دهندهٔ سبک خراسانی است، اما با چند تفاوت عمده. در این سبک، واژه‌های عربی به‌طور چشمگیری افزایش یافته و به‌دلیل تغییر مراکز قدرت و گسترش علوم در زمینه‌های مختلف، واژه‌های علمی، فلسفی، دینی و پزشکی به آثار شاعران راه یافته و به شعر آن‌ها رنگ و بویی تازه بخشیده است.

در این دوره، قصیده به تدریج جای خود را به غزل می‌دهد و ویژگی‌هایی چون سادگی و روانی، جای خود را به لطافت و تنوع تشبیهات و کنایات زیبا می‌دهد. واژه‌های عربی نیز در این شعرها بیشتر به کار گرفته می‌شوند. ورود تصوف و عرفان به شعر فارسی باعث ظهور شاعران عارف بزرگی چون سنایی، عطار، مولوی، حافظ و دیگران شد. همچنین مضامین اخلاقی، تربیتی و پندآموز جایگزین مدایح اغراق‌آمیز می‌شوند.

شعر در این سبک جدید، علاوه بر مدح که با بزرگ‌نمایی و تواضع نسبت به ممدوح همراه است، شامل هجو و هزل نیز می‌شود که در مقایسه با دوره‌های پیشین رواج بیشتری یافته است. شاعرانی چون انوری، سوزنی سمرقندی و خاقانی هجوهای تند و هزل‌های فراوانی سروده‌اند.

عشق، عرفان و اخلاق از مضامین اصلی این سبک به شمار می‌آیند. غزل که ابتدا توسط انوری به‌عنوان یک فرم جدید مطرح شد، در اشعار شاعران این دوره مورد آزمایش قرار گرفت و اوج آن را می‌توان در غزل‌های سعدی و حافظ مشاهده کرد.

قالب‌های شعری در این دوره، علاوه بر قصیده که شاعران بزرگی همچون انوری، خاقانی، جمال‌الدین اصفهانی و ظهیر فاریابی آن را به کمال می‌رسانند، شامل مثنوی و غزل نیز می‌شود. نظامی گنجوی در اثر خود «پنج گنج» نوعی جدید از ادبیات را در قالب مثنوی ارائه می‌دهد.

شاعران فارس و اصفهان اگرچه شیوهٔ جمال‌الدین اصفهانی را می‌پسندند، اما قالب غزل را بیشتر از سایر قالب‌ها ترجیح می‌دهند. فارس به عنوان مرکز غزل‌سرایی به سبک عراقی شناخته می‌شود. سعدی و حافظ هر یک با شیوه‌ای نو در غزل‌سرایی شناخته می‌شوند. البته شیوهٔ عراقی در غزل با قصیده و مثنوی تفاوت‌هایی دارد.

توجه به زیبایی کلمات، سادگی و خوش‌آهنگی که ویژگی خاص سعدی است، تأثیر قابل توجهی بر غزل‌ها دارد. شاعرانی چون سلمان، خواجو، همام تبریزی، اوحدی و امیرخسرو دهلوی در فارس و دیگر مناطق تحت تأثیر این شیوه قرار دارند. با این حال، حافظ تحولی بزرگ در غزل فارسی ایجاد کرده و سبکی مستقل و آزاد را به وجود می‌آورد که باید آن را «سبک والا» نامید.

در سبک عراقی، قالب‌های مثنوی و غزل اهمیت بیشتری پیدا کرده و تا دوره‌های بعد ادامه می‌یابند. با این وجود، شعر به دلیل ناامنی‌ها، فقر و مشکلات اجتماعی مردم دچار فراموشی شده و زبان به سمت پیچیدگی و ابهام گرایش پیدا کرد. همچنین واژه‌ها و اصطلاحات عربی و قرآنی به‌طور گسترده‌ای وارد شعرها و نوشته‌ها شد.

تاریخچه و پیدایش این نوع سبک شعر

سبک عراقی در شعر فارسی با ظهور سلجوقیان در خراسان و اتابکان در عراق و آذربایجان شکل گرفت. در سدهٔ ششم، بخش‌هایی از غرب ایران به نام عراق شناخته می‌شد، اما برای تمایز با میان‌رودان، آن‌جا را «عراق عرب» و این‌جا را «عراق عجم» نامیدند. در این دوره، مرکز ادبیات ایران به آذربایجان و عراق عجم منتقل شد و سبک عراقی از قرن هفتم تا نهم، شامل دوره مغولان و ایلخانان و تیموریان، ادامه یافت.

پس از ویرانی خراسان توسط مغولان، بسیاری از دانشمندان و ادیبان به مناطق امن‌تری مانند اصفهان، شیراز و بغداد پناه بردند. با سقوط بغداد، نفوذ زبان عربی کاهش یافت و امیران محلی، چه ترک و چه ایرانی، به ترویج زبان و ادب فارسی پرداختند. بدین ترتیب، شعر فارسی که از ویرانه‌های خراسان به این مناطق منتقل شده بود، در سبک عراقی شکوفا گردید.

تفاوت‌های بین سبک عراقی و سبک خراسانی نه به خاطر جغرافیا یا سلیقه‌های متفاوت، بلکه ناشی از یک فن ادبی است که به‌عنوان میراثی از خراسان به عراق منتقل شد و در آن‌جا احیا و گسترش یافت. خراسان پس از حملات مغولان به شدت آسیب دیده بود و این تهاجم باعث ایجاد یک دوران ادبی جدید گردید.

در دوران سبک عراقی، به‌دلیل سیاست‌های سلجوقیان، مدارس دینی متعددی تأسیس شد که در آن‌ها تفسیر، منطق، حکمت و ادبیات عربی تدریس می‌شد. شاعران و ادیبان با این علوم آشنا شدند و این امر موجب تحولاتی اساسی در شعر فارسی گردید. آثار انوری و ظهیر فاریابی نمونه‌های بارز این تحولات هستند. انوری نخستین کسی بود که قصاید اغراق‌آمیز و همچنین غزل‌های لطیف را به شعر فارسی وارد کرد.

خاقانی و نظامی گنجوی پرچم‌داران این شیوه جدید در ایران بودند و در عراق نیز جمال‌الدین اصفهانی و پسرش کمال‌الدین به این سبک روی آوردند. سعدی و حافظ نیز این سبک را به اوج خود رساندند. نظامی داستان‌سرایی عاشقانه را به زیباترین شکل ممکن ارائه داد.

نمونه شعر عراقی

تا با توام، از تو جان دهم آدم را

وز نور تو روشنی دهم عالم را

چون بی‌تو بوم، قوت آنم نبود

کز سینه به کام خود برآرم دم را

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست

در بزم طرب بی‌تو می و جامم نیست

کام دل و آرزوی من دیدن توست

جز دیدن روی تو دگر کامم نیست

شعرهای ناب عراقی

ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما

جز مهر تو نیست در دل و سینهٔ ما

از صیقل آدمی زداییم درون

تا عکس رخت فتد در آیینهٔ ما

این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست

می‌باش به ناموس، که نتوان دانست

خاکی شو و کبر را ز خود بیرون کن

پای همه می‌بوس، که نتوان دانست

دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را

وز تو نبرم ستیزهٔ ایشان را

گر عمر مرا در سر کار تو شود

عهد تو به میراث دهم خویشان را

هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا

تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما

باد می‌پیمایم و بر باد عمری می‌دهم

ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟

چون ندارم همدمی، با باد می‌گویم سخن

چون نیابم مرهمی، از باد می‌جویم شفا

آتش دل چون نمی‌گردد به آب دیده کم

می‌دمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا

تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم

وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا

مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن

سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

خود ندارد بی‌رخ تو زندگانی قیمتی

زندگانی بی‌رخ تو مرگ باشد با عنا

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار آخر مردمانیم

(مولوی)

هنر به چشم عداوت بزرگ‌تر عیب است

گلست سعدی و در چشم دشمنان خار است

نور گیتی فروز چشمهٔ هور

زشت باشد به چشم موشک کور

(سعدی)

گوش تواند که همه عمر وی

نشنود آواز دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ

بی گل و نسرین به سر آرد دماغ

ور نبود بالش آکنده پر

خواب توان کرد خزف زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش

دست توان کرد در آغوش خویش

وین شکم بی هنر پیچ‌پیچ

صبر ندارد که بسازد به هیچ

(سعدی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا