غزل شمارهٔ ۳۱۰۰ – ببست خواب مرا جاودانه دلداری

ببست خواب مرا جاودانه دلداری

به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری

به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا

چو مرده‌ای که درافتاد در نمکساری

کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی

کجا گذارد این فتنه صبر صباری

اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد

ببین چه صرصر باهیبتست این باری
مولانا molana

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا