
غدرالعشق فزلت قدمی
مزجالفرقة دمعی بدمی
غدرالعشق فزلت قدمی
مزجالفرقة دمعی بدمی
و حنیالقلب بما اورثنی
ندما فی ندم فی ندم
کرة الحجب وجودی و نی
اسفا لیت وجودی عدمی
و سقیالصب و قد اسکرنی
شرب القلب و ماذاق فمی
ای صنم لطف ترا میدانم
نیم ای دوست، بدان حد عجمی
ز لطیفی تو، گر شکر ترا
بدل اندیشم، ترسم برمی
من کی باشم؟! که تو بر تخت جمال
حسرت شاه و سپاه و حشمی
منه انگشت تو بر حرف کژم
من اگر حرف کژم تو قلمی
سبقالجود وجودی قدما
منک، یا انت ولیالنعم
به حق جود وجودت که مبر
ز من بیدل و هذا قسمی
لا تبح قتلی بالصد وصل
و اجرنی، انا صید الحرم
دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد مگر آن مطرب جانها ز پرده در سرود آمد سراندازان و جانبازان دگرباره بشوریدند…
عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار عارض رخسار او چون عارض لشکر…
بیا با تو مرا کارست امروز مرا سودای گلزارست امروز بیا دلدار من دلداریی کن که روز لطف و ایثارست امروز دل…
ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم دل رنجور به طنبور نوایی دارد دل…
بازم صنما چه میفریبی تو بازم به دغا چه میفریبی تو هر لحظه بخوانیم کریمانه ای دوست مرا چه میفریبی تو عمری…
ای ظریف جهان سلام علیک ای غریب زمان سلام علیک ای سلام تو درنگنجیده در خم آسمان سلام علیک دی که بگذشت…
سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد میان به شکر چو بستیم بند ما بگشاد به جان رسید فلک از دعا…
ای دشمن عقل من وی داروی بیهوشی من خابیه تو در من چون باده همیجوشی اول تو و آخر تو بیرون تو…