
اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
فالمکانات حجاب عن عیان اللامکان
اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
فالمکانات حجاب عن عیان اللامکان
المکانات خوابی لا مکان بحر الفرات
ینتن الماء الزلال طول حبس فی الجنان
فی البیان انفراج فی مطار للضمیر
یا ضمیری طرسرارا لا تطر صوب البیان
انتقال للدجاج وسط دار للحبوب
و انتقال للطیور فوق جو للامان
یا فتی شتان بین انتقال و انتقال
انتقال فی هوان و انتقال فی جنان
فی کلا النقلین ذوق فی ابتدا الانتهاض
انما الفرق سیبدوا آخرا للافتان
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من ای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من ای دل مرو در خون من…
در خانه خود یافتم از شاه نشانی انگشتری لعل و کمر خاصه کانی دوش آمده بودهست و مرا خواب ببرده آن شاه…
مرا اقبال خندانید آخر عنان این سو بگردانید آخر زمانی مرغ دل بربسته پر بود بدادش پر و پرانید آخر زهی باغی…
یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش عاشق صدسالهام توبه کجا من کجا توبه…
دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکشد غرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد زان چنین خندان و خوش ما…
قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی و المشجر ندمانی و الورد…
به تن این جا به باطن در چه کاری شکاری میکنی یا تو شکاری کز او در آینه ساعت به ساعت همیتابد…
مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد بشکست دامها را بر لامکان برآمد از باده گزافی شد صاف صاف صافی وز درد…